|
به نام نامی عشق
روزی که از تـــــــو جــــدا شم روز مـــــــــــرگ خنـــــــــــده هامه
روز تنهـــــــــــایی دستــــام فصل ســـــــــرد گـــــــــــــــــریه هامه

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟
چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني
جونــــــــــــم به جــــــــــون تــــــــــــو بســــــــته
آنچنان مـــــــــــــــــهر توام در دل و جـــــــــــــــــان جاي گرفت
که اگر ســـــــــــــــــــر برود مــــــــــــــــــــهر تو از جان نرود
  
عــــــــــــــــــــشق داغيست که تا مــــــــــــــــــــرگ نيايد نرود
  
زنـــــــدگي يعني چکيدن همچو شمع از گرمي عــــــــشق
زنــــــــدگي يعني لطافت ؛ گم شدن در نرمي عــــــــشق
زنـــــــدگي يـــعني دويـــدن بي امان در وادي عــــــــشق
رفتن وآخـــــــــر رســـــيدن بر در آبـــــــــادي عــــــــشق
  
چشمهايم براي تو
تويي که سرشارترين نگاهم همواره پيشکش تواست
تويي که زيباترين لبخندم همواره هديه تواست
تويي که صادقانه ترين سخنانم را بي کم و کاست برايت بازگو مي کنم
تويي که ساده ترين خواسته هايم را بي کم و کاست از تو مي خواهم
تويي که ذره ذره تمامي دنياي مرا از آن خود ساختي
تويي که ذره ذره تمامي وجود مرا تسخير خود ساختي
تويي که در تمام وجودم شور و عشق را پديد آوردي
تويي که هر لحظه بودنت مرا آرامش است
تويي که تمام زندگي مني ، تويي که شب را برايم ستاره آوردي
تويي که هرگز لحظه اي از خاطرم دور نبوده اي
تويي که مي خواهمت ، تويي که نباشي ميميرم
تويي که همه ي مني
مني که بي تو هيچم
زير پلکت سايه بانم ميدهي؟
سوختم آيا پناهم ميدهي؟
آتشي افتاده بر جان و دلم ، قطره آبي بر لبانم ميدهي؟
ميهمان جان جانان گر شوم ، ميزباني را نشانم ميدهي؟
تا بياسايم دمي در پاي عشق ، زير چترت سرپناهم ميدهي؟
ای جواب پرسش بی پاسخم، عشق را آيا نشانم ميدهي؟
رو مگردان نازنين با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات يک بوسه گاهم ميدهي؟
  
|